شـبكة جنـين للـحوار

حياكم الله وبياكم واهلا وسهلا بكم في شبكتكم شبكة جنين للحوار ..
شـبكة جنـين للـحوار


    فلسطین از زمان توطئه صهیونیسم

    شاطر

    مـحمد أبو عـرة
    1
    1

    ذكر
    عدد الرسائل : 1256
    العمر : 30
    الأقامة : في المنفى...
    العمل : Technological techniques
    تاريخ التسجيل : 27/04/2007

    w فلسطین از زمان توطئه صهیونیسم

    مُساهمة من طرف مـحمد أبو عـرة في الأربعاء أغسطس 08, 2007 1:08 am

    مقدمه

    در سال 1948، در قلب جهان اسلام و در مركز حضور ادیان الهی و بروز و طلوع ادیان ابراهیمی رژیمی متولد شد كه همگان باور داشتند این حركت حساب‌شده به خودی خود نمی‌تواند بوجود آمده باشد، بلكه این توطئه شوم در سایه كمك‌های ابرقدرت‌های آن روز شكل گرفت تا همانگونه كه بعد‌ها و در سالیان سال تمامی جهانیان شاهد بودند، این موجود مصنوعی با مساعدت اجباری و اختیاری همان‌ها به غولی تبدیل شود كه هیكل بزرگ و پوشالی برایش نمایش داده شود ولی در درون خود دچار هزاران مشكل باشد.

    امروز كه 56 سال از آن واقعه شوم یعنی بنیانگذاری دولت صهیونیسم در قلب كشورهای اسلامی به دست امپریالیسم بریتانیا می‌گذرد، همگان بر این باورند كه این حركت مزدورانه دولت بریتانیا نه از سر اجبار و ناچاری صرف، بلكه تا حدودی با اهدافی عجین گشته كه فقط كسانی آن را درك می‌كنند كه با دوران حیات نفرت‌‌بار یهودیان در اروپا پس از قرون وسطی آشنایی كامل داشته و نقش مخرب، تأثیرگذار و بر هم زننده آنها را در محاسبات سیاسی و اقتصادی می‌دانند.

    صهیونیسم به گواهی اسناد تاریخی از اروپا شروع و با حمایت بریتانیای كبیر در فلسطین حضور یافت و در ابتدا با خرید مقداری زمین و اموال غیرمنقول كه بدو امر طبیعی می‌نمود خیلی سریع اهداف استعماری خود را آغاز كرد و شاید اولین كسانی كه در مقابل این گروه ایستادند، خود یهودیان فلسطینی باشند. (البته شایان ذکر است که با توجه به اسناد موجود کم تر از دو درصد از فلسطینیان که عمدتا هم یهودی بودند، زمین های خود را به آن ها فروختند و بقیه سرزمین فلسطین با زور نظامی و حمایت ابرقدرت ها از صهیونیست ها اشغال شده است) صهیونیست‌ها از همان ابتدای ورود به سرزمین مقدس و دیگر نواحی فلسطین با ممانعت و مقاومت یهودیان و مسلمانان فلسطینی روبرو گشته‌اند و لیكن حمایت‌های همه جانبه و بویژه نظامی انگلیس از این فرقه سیاسی باعث شد تا به تدریج عنان قدرت بخش‌هایی از فلسطین به دست این میهمانان ناخوانده بیافتد. چنانچه به گواهی تاریخ و اسناد معتبر بین‌المللی در سال 1937 جمعیت اندك صهیونیستی با همكاری آمریكایی‌ها دست به مطالعه عمیق و وسیع درباره منابع زیرزمینی بویژه حوزه هیدروپلتیك (منابع زیرزمینی) منطقه خاورمیانه عربی زده و در نتایج خود چنین برآورد نمودند كه علاوه بر فلسطین باید به لبنان و سوریه و اردن نیز در راستای اهداف استعماری برای دوران بعد دست‌اندازی شود تا با دست‌گیری منابع غنی منطقه فضای كافی برای ورود یهودیان سراسر دنیا آماده و مهیا گردد و بالاخره این كشمكش‌ها بین مردم فلسطین (ساكنان بومی) و مهاجرین اروپایی و آمریكایی چندان تداوم یافت تا آنكه در سال 1947 در یك اقدام غیرمعمول و متناقض با اصول و حقوق بین‌المللی جامعه ملل (به نام قبلی سازمان ملل فعلی) بدون هیچ نظرخواهی و رفراندوم از ملت‌ها و كشورهای مورد نظر این سرزمین را به سه قسمت (فلسطینی‌ -‌ یهودی ‌-‌ بی‌طرف و بین‌المللی) تقسیم نمود و نام آن را طرح تقسیم فلسطین نهاد.

    با این مقدمه در ادامه این نوشتار در تلاشیم تا ضمن ترسیم دورنمایی از گذشته و ارائه چشم‌اندازی از تحولات بعد از تشكیل رژیم صهیونیستی به برخی عوامل اساسی اشاره كنیم كه در خود تاریخ مورد غفلت قرار گرفته و یا در سایه تبلیغات و هیاهوهای رسانه‌ای و خاصی مورد توجه قدرت‌های استعماری به عنوان واقعیات تاریخی به خورد مردم و جهانیان داده شود، امروزه به عنوان یكی از واقعیات مسلم معرفی شده است كه از آن جمله مواردی قبل از شكل‌گیری رژیم صهیونیستی به عنوان مقدمه‌ای از تشكیل این رژیم و عوامل چند پس از شكل‌گیری این موجود ساختگی به عنوان دلایل و زمینه‌های قوام و تداوم حیات سیاسی این رژیم می‌توان نام برد.

    بخش اول:‌ بدعت‌ها و انحرافات صهیونیستی قبل از شكل‌گیری رژیم صهیونیستی

    1) ادعاهای تاریخی صهیونیسم بر فلسطین

    2) تحریف در روند اشغال سرزمین فلسطین

    3) مستمسك قرار دادن دیدگاه‌های مذهبی به جای سیاسی (ابزار نمودن اندیشه‌های دینی)

    4) نقش بسزای قدرت‌های خارجی در شكل‌گیری این رژیم

    اگر بخواهیم توجیهی مناسب برای اهل منطق و استدلال برای نكات فوق‌الذكر به عنوان پیش‌‌شرط توضیحات بعدی ارائه نماییم. ذكر این نكته خالی از لطف نیست كه متذكر شویم یكی از دغدغه‌های فكری بسیاری از كسانی كه در طول دهه‌های گذشته از شروع حیات سیاسی رژیم صهیونیستی ذهن خود را به آن متمركز ساخته ذكر این سؤال اساسی بود كه موضوع فلسطین چرا همزمان با تحولات نظام بین‌الملل در اوایل قرن بیستم آغاز و با تحولات بعدی تداوم یافت و تاكنون نیز ادامه دارد. یعنی با توجه به سابقه نزاع و درگیری جوامع یهودی و مسیحی در اروپا و در برخی دیگر از نقاط جهان كه از دوران پس از حیات حضرت مسیح شكل‌ گرفته این دو مكتب به دلایل مختلف با هم نزاع و درگیری داشته‌اند و مهمترین عامل آن را بسیاری از مورخین به مسئله نقش اساسی یهودیان در به اصطلاح به صلیب كشیدن خود عیسی داشته‌اند و به نوعی این زمینه تاریخی یعنی بدبینی مسیحیان به یهودیان بر پایه عقاید مذهبی شكل‌ گرفته و هر قدر كه از حیات جوامع سیاسی در اروپامی‌گذشته این بدبینی و سوءظن به دلایل مختلف تشدید شده است. از سوی دیگر اگر به روند تحول و گسترش جوامع اروپایی و جنگ‌ها و نبردهای حداقل قرن 17، 18 و حتی 19 اروپاییان نظری بیان كنیم. اهل تاریخ و سیاست می‌دانند كه در گذر زمان تكلیف شكل‌گیری جغرافیای سیاسی اروپا معلوم گردید و با عنایت به نیاز، افزون‌طلبی، زیاده خواهی، قدرتمندی اروپاییان، آنها در اواسط قرن 19 به فكر گسترش قلمرو استعماری خود به قاره‌های دیگر به ویژه آفریقا و آسیا افتادند و لذا می‌بینیم كه در پایان دهه‌های قرن 19 بیشترین جنگ‌ها و نزاع‌های بوجود آمده در آسیا و آفریقا و دیگر نقاط در اثر حملات و تهاجمات نیروهای اروپایی بوده است. در چنین فضایی است كه بسیاری معتقدند با توجه به سابقه ذهنی و بدبینی تاریخ مسیحیان به یهودیان در نقش‌آفرینی در قتل حضرت مسیح از یكسو و نقش مخرب و انحراف‌آمیز آنها (یهودیان) در بازارهای پولی و مالی و بانكی كشورهای اروپایی از سوی دیگر همچنین نقشی كه یهودیان در بر هم زدن آداب و اصول اجتماعی داشته‌اند و نوع منش و رفتار اجتماعی آنها در طول حداكثر سه قرن اخیر در حیات سیاسی اروپا تمامی عواملی هستند كه سبب شد یك جنگ پنهان ‌بین یهودیان و مسیحیان در اروپا شكل گیرد كه نمودار عینی آن فعالیت عیان و آشكار جوامع اروپایی و بیرون راندن یهودیان در كشورهای مختلف در قرن 18 و بویژه قرن 19 باشد كه بعدها به عنوان مظلوم‌نمایی و حق‌طلبی ملتی بدون سرزمین در شعارهای رهبران دولت صهیونیستی به ظهور رسید لذا ملاحظه می‌شود كه بسیاری از اندیشمندان در فكر این نكته اساسی هستند كه چگونه شد، اندیشه شكل‌گیری دولت یهودی همزمان با گسترش سیاست‌های بریتانیای كبیر در خاورمیانه و هم‌راستا با فشار جوامع مسیحی علیه یهودیان شكل می‌گیرد و كشورهای اروپایی به صورت دسته‌جمعی برای حل معضل یك اقلیت مسئله‌دار و مشكل‌ساز به یك تصمیم جمعی می‌رسند و آن اینكه در اسرع وقت نسبت به اسكان و ساماندهی آنها در حوزه جغرافیایی جدیدی در خارج از اروپا دست به فعالیت همه‌جانبه بزنند.

    ولی نكته اساسی و در خور تأمل دیگر باز هم در همین زمینه كه فكر بسیاری از اندیشمندان منطقه خاورمیانه و دیگر كشورها را به خود مشغول كرده اینكه این منطقه بسیار غنی علیرغم برخورداری از منابع غنی، پول كافی، نیروی كارآمد و فكور، سابقه تمدن دیرینه، چرا هنوز در لیست كشورهای توسعه نیافته و عقب‌مانده از لحاظ استانداردهای امروزی رفاه و توسعه و پیشرفت علمی و تكنولوژی قرار دارد. شاید بسیاری از بدیهیات حیات سیاسی نوگرا و پیشرفته هنوز در بسیاری از این جوامع ظهور نیافته و به همین جهت اكثر اندیشمندان در علت شناسی این معضل بنیادین معتقدند عدم وجود امنیت و مؤلفه‌های سازنده امنیت به عنوان بسترساز و ریشه سامان‌یابی پیشرفت همه‌جانبه و توسعه پایدار می‌باشد. در همین راستا رژیم صهیونیستی به عنوان پیمانكار اصلی دولت‌های غربی در منطقه خاورمیانه نقش‌آفرینی می‌كند و دلیل روشن این مدعا دست‌نوشته هرتصل به عنوان یكی از رهبران اندیشه سیاسی صهیونیسم می‌باشد كه گفته «بریتانیا نخستین كشوری است كه نیاز به توسعه استعماری را دریافته است. زیرا مرام صهیونیست كه مرامی استعماری است قاعدتاً در انگلستان به سهولت می‌تواند، دریافت گردد.» هرتصل در ادامه در نامه‌ای به یكی از رهبران بریتانیا در آن زمان می‌نویسد كه «از شما دعوت می‌كنم در ساختن تاریخ كمك كنید. این مسئله مربوط به آفریقا نیست بلكه مربوط به بخشی از آسیای صغیر (فلسطین) است. این امر به مردان انگلیس ارتباط ندارد. بلكه مربوط به یهودیان است. پس چطور من به شما روی آورم زیرا این امر یك مسئله استعماری است.

    مـحمد أبو عـرة
    1
    1

    ذكر
    عدد الرسائل : 1256
    العمر : 30
    الأقامة : في المنفى...
    العمل : Technological techniques
    تاريخ التسجيل : 27/04/2007

    w رد: فلسطین از زمان توطئه صهیونیسم

    مُساهمة من طرف مـحمد أبو عـرة في الأربعاء أغسطس 08, 2007 1:10 am

    گفتار اول: ادعاهای تاریخی صهیونیسم بر فلسطین

    با توجه به چنین رویكردی كه در بالا وصف آن گذشت سران و رهبران جنبش صهیونیستی تلاش كردند تا با بهره‌گیری از برخی ملاحظات و نگرشهای موجود در دین یهود و با تمسك به برخی اصول مذهبی موجود در كتاب مقدس یهودیان، به توجیه حضور و تهاجم خود پرداخته و تلاش كردند تا مردم دیگر كشورها و دولت‌ها را به نوعی با خود همراه كنند. از جمله این ادعاها می‌توان به وعده الهی، ارض موعود و سرزمین پدری اشاره كرد كه با توضیح مختصر هر عنوان و با نقد دلایل و اسناد مرام صهیونیستی به صحت و سقم ادعاها آن مكتب خواهیم پرداخت.

    الف: وعده الهی

    در كنگره صهیونیست‌ها در بال سوئیس در سال 1897 بر حق تاریخی ملت یهود بر فلسطین و تحقق وعده الهی برای بازگشت یهودیان به ارض موعود تأكید گردید. در سال 1882 در جشن بیلو در شوروی سابق نیز یهودیان سراسر جهان تشویق شدند تا برای تحقق وعده الهی و بازگشت به سرزمین پدری متشكل شد و برای رسیدن به هدف تحقق وعده الهی در اورشلیم (فلسطین) تلاش نمایند. در اثبات تعلق سرزمین فلسطین به قوم یهود بر اساس وعده الهی، آنها به چند آیه تورات استناد می‌كنند كه خطاب به ابراهیم و یعقوب آمده است:

    - آیه 7 باب 12 عهد عتیق كه خطاب به حضرت ابراهیم می‌فرماید: (به ذریه‌ات این سرزمین را می‌بخشیم)

    - آیه 18 باب 15 عهد عتیق خطاب به حضرت یعقوب می‌فرماید: (این زمین را از نهر مصر تا نهر عظیم یعنی فرات به تو بخشیده‌ایم)

    حال با عنایت به دو استناد فوق‌الذكر یهودیان مهاجر (صهیونیست‌های اروپایی) معتقدند سرزمین فلسطین به آنها تعلق دارد و آنها در هر صورت بر این سرزمین بر تمامی ابنای بشر اولی‌تر هستند. در همین راستا برای عدم اثبات حق انحصاری یهودیان بر سرزمین فلسطین به برخی دلایل و عوامل اشاره‌ای كوتاه می‌كنیم.

    1) تمامی وعده‌های كتاب مقدس به ابراهیم و اعقاب آن داده شد كه مطمئناً یهودیان اعقاب منحصربفرد حضرت ابراهیم نیستند.

    2) در تورات به صراحت اشاره گردیده كه حضرت اسماعیل نیز از اعقاب ابراهیم است كه اعراب ساكن فلسطین از فرزندان اسماعیل می‌باشند و لذا بر اساس استناد آیات مذكور حق انحصاری یهودیان بر سرزمین فلسطین اعتباری ندارد.

    3) اسناد معتبر تاریخی حكایت می‌كند كه وعده‌های فوق در زمان قربانی كردن حضرت اسماعیل ابلاغ گشته و این در حالی است كه حضرت اسحاق (جد یهودیان) متولد نشده بود و لذا باز هم حق تاریخی یهودیان به فلسطین نمی‌تواند صحت داشته باشد.

    4) نكته اساسی دیگر اینكه اولاً یهودیان حاضر و ساكن در سرزمین فلسطین با كسانی كه از سایر نقاط جهان به عنوان پیروان دین موسی و با نژادهای مختلف اروپایی با تحریك اروپاییان به فلسطین آمدند بطور حتم از اعقاب ابراهیم نمی‌توانند باشند. بدین معنی كه یهودیان فوق‌‌الذكر با توجه به گذر زمان و جغرافیای زیست آنها در اروپا بطور حتم از نژاد خالص وابسته به حضرت ابراهیم نیستند.

    5) بسیاری از یهودیان ضد صهیونیست با تشكیل دولت اسراییل مخالف بودند و معتقدند بازگشت به صهیون و ارض موعود یك فرایند روحی و روانی و روندی تكاملی برای سعادت بشری است و نه تشكیل یك دولت و لذا یكی از روحانیون برجسته یهودیان آمریكا در این راستا اظهار داشته (وعده‌های تورات برای سعادت تمامی بشریت است و نه صرفاً یهودیان و یا صهیونیست‌ها).

    6) نكته حائز اهمیت بسیار اینكه طراحان بازگشت یهودیان به فلسطین و تأسیس دولت اسراییل صهیونیست‌ها و حتی یهودیان نبودند بلكه این محافل حاكم بر قدرت‌های استعماری نوظهور در اروپا بودند كه به انجام چنین طرحی اصرار بیش از حد داشته‌اند و لذا طرح استعمار جهان بوسیله نیروی سرخورده یهودیان توسط استعمار پیر (بریتانیا) مطرح گشت و فلسطین به عنوان قلب امپراطوری عثمانی (مركز جهانی قدرت اسلام) مورد هجوم و هدف قرار گرفت.

    ب: سرزمین پدری

    صهیونیست‌ها در تلاش برای تملك سرزمین فلسطین به هر بهانه و دستاویزی متوسل شده‌اند تا این موضوع را به اثبات رسانند ولی این مسئله یعنی اثبات حق تاریخی از جمله نكاتی است كه در بسیاری از منابع و مآخذ برغم تلاش‌های مستمر صهیونیست‌ها به اثبات نرسیده است چرا كه بهانه آنها از حق ناشی از ارتباط قوم یهود با حكومت باستانی اسراییل در سرزمین فلسطین نشأت می‌گیرد و اینكه این سرزمین در اصل و بنیان به قوم یهود تعلق داشته است و تأكید بر این نكته كه حق ساكنان اصلی این سرزمین به عنوان سرزمین بنی‌اسراییل موجبات امتیازاتی برای قوم یهود است كه امروزه از آن بهره‌گیری نمایند. اما در همین جهت به استناد برخی دلایل و مستندات این موضوع در معرض نقد و خلاف واقع بودن قرار می‌گیرد. از جمله دلایل:

    1) بنا به استناد كتب و اسناد تاریخی عبرانی‌ها جزو ساكنان اصلی و اولیه فلسطین بودند كه بعدها حكومت باستانی اسراییل را در دوران حضرت داود و سلیمان بنیان نهادند.

    2) بر اساس مدارك معتبر عبرانی‌ها اسلاف اعراب كنونی جزء اولین ساكنان این سرزمین (فلسطین) به حساب می‌آمدند.

    3) محققین معروف و مشهوری چون توین‌بی/ فریدمن/ رود نسون در مطالعات خود پی بردند كه 2500 سال قبل از میلاد قبایل عرب به سرزمین فلسطین مهاجرت كردند كه به كنعانی‌ها معروف گشتند و اورشلیم نیز به دست همینان بنیانگذاری شد.

    4) در 1200 قبل از میلاد حضرت موسی، بنی‌اسراییل را از چنگ فرعون نجات داد و به سوی فلسطین حركت داد. در همین دوران بنی‌اسراییل سالها در بیابانها سرگردان بودند تا اینكه به اریحا حمله كردند كه این حملات در طول بیست سال ادامه داشته است.

    5) در 1000 قبل از میلاد حضرت داود اولین حكومت اسراییل را بپا كرد كه تا 935 قبل از میلاد دوران طلایی حكومت یهود بود در صورت دقت در نكات مذكور می‌توان دریافت كه این سرزمین در اصل از ساكنان بومی غیر بنی‌اسراییل برخوردار بوده و از سوی دیگر بنی‌اسراییل اهل این سرزمین نبوده بلكه از مصر به این سرزمین آمده و آنجا را به نوعی اشغال كردند و بدینوسیله ادعای سرزمین پدری بنی‌اسراییل (فرزندان یعقوب) بدینوسیله با چالشی جدی و انتقاد تاریخی طراح گردیده است.

    ج: ارض موعود

    همانگونه كه قبلاً متذكر شدیم یهودیان معتقدند این سرزمین به آنها بر اساس آیات تورات وعده داده شده است و از سوی دیگر برای تأكید بیشتر موضوع آنها معتقدند این سرزمین محل بروز و ظهور امید بزرگ رهایی بخش یهودیان است كه در آخرالزمان با ظهور «ماشی» یا منجی موعود همگان و یا تمام قبایل زمین به آن دعوت شده‌اند. البته این دیدگاه از سوی عرفای یهودی به عنوان كانون اشاعه ایمان و فرهنگ یهودی از آن یاد می‌شود ولی همانگونه كه قبلا متذكر شدیم اینان اعتقادی با اصل ایجاد حكومت و برافراشتن دولت در سرزمین موعود ندارند و بیشتر از جنبه‌های معنوی به آن توجه و تمركز دارند و بر همین اساس است كه متخصصین مسائل صهیونیسم اعتقاد به ابعاد مختلف این مردم یعنی صهیونیسم مذهبی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دارند كه آنچه امروزه در سرزمین فلسطین موضوع مناقشه اصلی است بروز صهیونیسم سیاسی است و دیگر ابعاد آن با شرایط اختصاصی در نمودهای مختلفی جلوه‌نمایی می‌كند.

    گفتار دوم: تحریف در روند اشغال سرزمین فلسطین

    یكی از ابزارهای تسلط رژیم صهیونیستی بر اراضی اشغالی ایجاد انحراف و تحریف در چگونگی بدست‌آوردن این سرزمین‌ها و بكارگیری روشهای مسألت‌آمیز و توجیه قانونی برای اقناع افكار عمومی است ولی درك واقعیات تاریخی چیز دیگری را به اثبات می‌رساند. آنچه در عرصه فلسطین روی داده اینكه مساحت سرزمین فلسطین 27 هزار كیلومتر مربع است كه در حال حاضر این میزان به سه بخش قابل تفكیك تقسیم شده است. به این معنی كه بخشی از آن كرانه باختری است كه 5690 كیلومترمربع مساحت دارد. بخش دیگر نوار غزه است كه فقط 365 كیلومترمربع مساحت دارد و سایر اراضی كه از سال 1948 به بعد به اشغال درآمد به اصطلاح «كشور اسراییل» را تشكیل می‌دهد. جالب است بدانیم كه در طول سال‌های گذشته یعنی 1948 و شكل‌گیری رژیم صهیونیستی این رژیم با انواع و اقسام روش‌های معمول و غیر معمول برای اشغال این مناطق برنامه‌ریزی كرده به صورتی كه قبل از امضای قرارداد صلح بین دو طرف اسراییلی و فلسطینی تمام این سرزمین را اشغال نموده ولی بر اساس قرارداد صلح غزه اریحا و دیگر قراردادهای صلح فیمابین در حدود 9% از كل مساحت فوق‌الذكر را به حكومت خودگردان فلسطین واگذار كرده است و در حدود 90% كل این سرزمین را هنوز در اشغال دارد. حال با عنایت به این مهم شاید یك سؤال اساسی این باشد كه با گذشت پنج دهه از عمر پوشالی رژیم صهیونیستی چگونه این سرزمین به تصرف آن رژیم غاصب درآمد.

    لازم به ذكر است كه قبل از تحمیل قیمومیت بریتانیا بر فلسطین یهودیان تنها 65 هزار هكتار از 27 هزار كیلومتر مربع مساحت فلسطین را در اختیار خود داشتند كه این مقدار را نیز در زمان تسلط دولت عثمانی بدست آوردند. با ورود ارتش بریتانیا به فلسطین در سال 1917 عملیات غصب زمین‌های فلسطینی آغاز شد. نیروهای استعمارگر بریتانیا برای تحقق اهداف خود به روش‌هایی همانند تشویق یهودیان به سكونت در اراضی سلطنتی و متعلق به دولت، تعدیل قوانین عثمانی مربوط به تملیك اراضی در راستای تأمین منافع یهودیان، دادن اختیارات فوق‌العاده به مدیر اراضی وقت كه از یهودیان بوده، تصویب قانون «انتزاع مالكیت» برای مصادره زمین‌های مردم فلسطین، تحمیل عوارض و مالیات‌های سنگین كه در نتیجه عدم پرداخت آن، اصل زمین از سوی دادگاه مصادره می‌شد، استفاده كردند. البته روش‌های دیگر نیز در این خصوص مورد بهره‌گیری قرار گرفت كه اهم آن و مقدار زمینی غصب شده به شرح ذیل می‌آید:

    1- 65 هزار هكتار بطور عادی در زمان حكومت عثمانیان در مالكیت یهودیان قرار گرفت.

    2- 7/59 هزار هكتار توسط بریتانیا به طور رایگان یا به قیمت ارزان به آژانس یهود و شركت‌های صهیونیستی داده شد.

    3- 8/67 هزار هكتار نیز توسط خانواده‌های عرب غیر فلسطینی به یهودیان فروخته شد (فلسطین سرزمین بسیار خوش آب و هوایی بود كه بسیاری از ثروتمندان و فئودالهای كشورهای عربی مانند سوریه، لبنان و مصر در آنجا زمین داشتند كه با شروع نزاع و درگیری این زمین‌ها را به درخواست صهیونیست‌ها به قیمت بالا فروختند.)

    4- 8/6 هزار هكتار نیز به دستور وزیر مختار انگلیس و سرپرست اداره امور فلسطین به زور و به صورت قهر‌آمیز به یهودیان داده شد.

    آنچه از بقیه سرزمین‌های فلسطینی باقی مانده بود، با روند مهاجرت و تشدید فعالیت صهیونیست‌ها و در قالب روش‌های متعددی همچون جنگ، درگیری مسلحانه، فرار دادن مردم بی‌دفاع، بمب‌گذاری منازل و تخریب مزارع و باغات و در طول جنگ‌های متعدد به اشغال درآمد.

    به هرحال طبق اسناد موثق تاریخی مورد توجه در میان مردم فلسطین، برخلاف شایعات موجود، بسیاری كم دیده شد كسانی كه زمین‌های خود را به فروش یهودیان و شركت‌های صهیونیستی برسانند و پس از آن زنده بمانند چرا كه افرادی كه چنین معامله‌ای با صهیونیست‌ها به انجام رسانده‌اند به اتهام خیانت توسط ملت فلسطین به سزای اعمال خود رسیده و به همین مناسبت نیز مردم به جشن و پایكوبی می‌پرداختند و نكته حائز اهمیت اینكه در همین رابطه فتوای شرعی مبنی بر حرام بودن فروش زمین به یهودیان و مباح بودن خون كسانی كه چنین كاری را انجام دهند، یا واسطه این اقدام شدند، از سوی اغلب علما و مراجع دینی صادر شده بود.

    مـحمد أبو عـرة
    1
    1

    ذكر
    عدد الرسائل : 1256
    العمر : 30
    الأقامة : في المنفى...
    العمل : Technological techniques
    تاريخ التسجيل : 27/04/2007

    w رد: فلسطین از زمان توطئه صهیونیسم

    مُساهمة من طرف مـحمد أبو عـرة في الأربعاء أغسطس 08, 2007 1:12 am

    گفتار سوم: سوء استفاده از دیدگاه‌های مذهبی

    همانطور كه در سطور گذشته اشاره كردیم، بخش مهمی از توجیهات حضور، اشغال و سلطه‌طلبی رژیم صهیونیستی بر اراضی فلسطین به طرح دیدگاه‌های مذهبی وام گرفته از دین یهود برمی‌گردد. آنها تلاش كردند تا با بهره‌گیری از نمادها، دیدگاه‌ها و باورهای موجود و مورد استناد در راستای توجیه فعالیت‌ها و اقدامات خود سوء استفاده كنند و به همین جهت با طرح برخی شعارها همانند آنچه كه در خصوص وعده الهی، سرزمین پدری و ارضی موعود در گذشته شرح آن رفت، كوشیدند تا با ایجاد گرایش و تمایل در میان آحاد جوامع یهودی در جهان آنها را با این انگیزه‌های دینی ولی با اهداف نهانی سیاسی به فلسطین بكشانند و به اصطلاح خود اولین دولت یهودی را سامان دهند. در این شرایط است كه سران صهیونیسم كه به گواهی تاریخ خود كمترین باور و اعتقاد را به دین و آیین داشته و اصولاً خودافرادی لامذهب بودند در پوشش شعارهای مذهبی دین یهود درصدد احیای حقوق به اصطلاح از دست رفته قوم یهود در طول تاریخ برآمدند. همچنانكه در خصوص سابقه ارادت و دلبستگی هرتصل به دین یهود همین بس كه اصالتاً او اهل اروپای شرقی بوده و به شغل روزنامه‌نگاری مشغول بود و در جریان عیان شدن جاسوسی یك سرباز یهودی عضو ارتش فرانسه وارد سیاست گردید و در چنین فضایی كه تبلیغات ضد یهودی سراسر اروپا را فرا گرفت او تلاش كرد از هم‌كیشان خود دفاع نماید. آنچه در خصوص شخصیت این رهبر صهیونیستی در طول تاریخ مورد توجه است اشاره به سه نكته اساسی است. اول آنكه وی انسانی دین‌دار و مؤمن نبوده و نه تنها به مستحبات یهود اهمیت نمی‌داد بلكه به واجبات آن نیز بی‌علاقه می‌نمود. دوم اینكه وی نسبت به فلسطین بیگانه بود و اساساً فكر تشكیل دولت یهود در سرزمین فلسطین را در این دوران در سر نداشت. سوم آنكه نام صهیونیسم را برای تشكیلات خود در نظر نداشت. زیرا وی نسبت به اهمیت صهیون در ادبیات دینی یا سیاسی آن زمان غافل و بی‌انگیزه بوده است و لذا با مطالعه ژورنال خاطرات هرتصل می‌توان به نكات فوق به درستی واقف گردید. از سوی دیگر از میان دیگر موارد مورد بهره‌گیری صهیونیسم از عقاید و باورهای موجود در دین یهود آنها به آیات و نشانه‌هایی اشاره می‌كنند كه بر قوم یهود نازل گردیده ولی آنچه مسلم است اینكه آنها به چیز‌هایی ارادت نشان می‌دهند ولی نسبت به بقیه امور موجود در یهود هیچ تمایل و گرایشی ندارند و این موضوع بر ابزاری بودن استفاده از دین و عقاید مذهبی از سوی صهیونیسم اشاره كاملی دارد. در این مقال ما به دو نمونه به عنوان شاهد مثال بسنده می‌كنیم. از جمله آنها معتقدند كه فلسطین سرزمین بدون ملت برای قوم بدون سرزمین یا به بیان دیگر این كشور مأمنی برای قوم بدون سرزمین در مقابل سرزمین بدون قوم می‌باشد و این بدان معنی است كه یهود قومی بدون سرزمین است كه برای سرزمین بدون قوم یعنی (فلسطین) در نظر گرفته شده است. اینكه ادعا شود یهود قومی بدون سرزمین است، از جمله تحریفات موجود در تاریخ است. چنانچه این مسئله مورد پذیرش واقع شود می‌توان گفت كه اگر این قوم بدون سرزمین می‌باشد پس محل بروز و ظهور آن و استمرار حیات سیاسی و اجتماعی این قوم بی‌ریشه در كدام حوزه جغرافیایی تداوم یافته است و در حقیقت این شعار نافی اصل و بنیان قوم یهود و بنی‌اسراییل است. از سوی دیگر در طرف قضیه با طرح سرزمین بدون قوم آنها در تلاش‌اند اینگونه وانمود نمایند كه این سرزمین خالی از سكنه و مالك بوده است و هیچ مقاومتی در برابر آنها برای اشغال صورت نگرفته است و در صورتی كه این مسئله مورد پذیرش واقع شود ادعای دیگر آنها یعنی خرید این سرزمین مورد چالش جدی واقع می‌شود كه آنها می‌گویند این سرزمین بدون سكنه و خالی از هرگونه تملك بوده است. از سوی دیگر آنها مدعی هستند بخش‌هایی از این سرزمین را خریداری كرده‌اند و در نتیجه این سؤال اساسی بوجود می‌آید كه اگر این سرزمین خالی بوده این خرید از چه كسی صورت گرفته است. همچنین اگر این سرزمین سكنه و مردم بومی داشته است پس از تكلیف این شعار دروغین چه می‌شود.

    علاوه بر اینها شعار دیگری كه مطرح است موضوع حاكمیت از نیل تا فرات و استناد آن به آیات تورات می‌باشد یعنی آنها می‌گویند بر اساس آیات كتاب مقدس حاكمیت و شكل‌گیری حكومت بنی‌اسراییل از نیل تا فرات بوده و اگر بپذیریم كه این حوزه جغرافیایی (از نیل تا فرات) مربوط به گذشته بوده كه در گذر زمان دستخوش تغییرات شده، پس دیگر اصرار و پافشاری بر این موضوع با توجه به تحولات مرزهای جغرافیایی در سراسر جهان موضوعیت ندارد. از سوی دیگر اگر این ادعای مورد توجه یهودیان و صهیونیست، مربوط به زمان حاضر است پس چرا آنها در تلاش برای بدست‌گیری قطعه‌ كوچكی چنان در تنگنا هستند كه فرجام آن معلوم نیست تا چه رسد به ایجاد حكومت بنی‌اسراییل از نیل تا فرات. به علاوه در خصوص این عرصه پهناور حكومت یهود عده‌ای بر این باورند كه این گستره جغرافیایی با توجه به تأكید آیات تورات به سرزمین فلسطین به نوعی زیاده خواهی رهبران صهیونیسم برای بدست آوردن حداقل امتیازات ممكن از شرایط موجود است و دیگر اینكه این حوزه جغرافیایی گسترده دلیل بر این مطلب دارد كه رهبران صهیونیست با توجه به خوی سلطه‌جویی و توسعه‌طلبی هیچ زمان نمی‌كوشند تا مرزی برای حكومت خود قائل شوند و به نوعی خود را پایبند حدود مرزی نمی‌دانند و به همین جهت همچنانكه در گذشته یادآوری نمودیم، این عامل موجبات ناامنی و بی‌ثباتی در مناطق حضور این قوم می‌باشد و در حقیقت قوم یهود حیات سیاسی بالنده خود را مدیون بی‌ثباتی و كشمكش می‌باشد و در غیر این صورت در جوامع با ثبات و توسعه یافته نمی‌توانند دارای جایگاه آنچنان والائی باشند. پس همانگونه كه ملاحظه كردید تكیه بر اندیشه‌های مذهبی در راستای توجیه افكار سیاسی همواره مورد توجه رهبران و مكتب صهیونیست بوده و خواهد بود و در این زمینه آنها ید طولانی در سوء استفاده از علایق و گرایشات مذهبی بویژه رشد افراطی‌گرایی در میان اقشار پایین جامعه و افراد معتقد دارند.

    گفتار چهارم: تأثیر محوری كشورهای غربی در شكل‌گیری رژیم صهیونیستی

    آنچه بطور مختصر قبلاً به آن تأكید شد نقش‌آفرینی برخی خانواده‌های سلطنتی و سلسله‌های پادشاهی و برخی حكومت و خاندان‌های معروف جهان در برپایی حكومت یهودی در قلب سرزمین‌های اسلامی بعد از جنگ جهانی اول بوده است چنانكه ملاحظه می‌شود پس از جنگ جهانی اول تمامی هم و غم غرب تلاش برای تجزیه جهان اسلام و تجزیه مناطق تحت تسلط امپراطوری عثمانی و تغییر نقشه سیاسی آن بوده است. و در این راه می‌توان گفت كه شاهكار امپریالیسم ایجاد علقه و رابطه با صهیونیسم برای برپایی یك حكومت در مركز حیات سیاسی ادیان و یكی از كانون‌های مهم كشورهای اسلامی است. آنچه در گفتار و كردار رهبران صهیونیسم در متون مختلف به آن اشاره می‌شود بدرستی از دلالت همكاری و همراهی همه‌جانبه قدرت‌های بزرگ در شكل‌گیری این حكومت اشاره دارد. همچنانكه قبلاً یادآوری نمودیم در سالهای پایانی قرن نوزدهم گسترش روابط رهبران صهیونیست با حكومت بریتانیا و قول و قراردادهای متقابل مبنی بر همكاری همه‌جانبه دلیل بر این مدعاست كه آنها در فكر ساماندهی فرآیندی بودند كه بتوانند در یك بازی سیاسی و اجتماعی به آن دست یابند كه حداقل امتیازات را برای طرفین به ارمغان آورد و به همین جهت است كه هرتصل معتقد است كه یهودیان بهترین پیش ‌قرولان تهاجم بریتانیای كبیر به سرزمین‌های خاورمیانه هستند كه در سایه قدرت مالی بریتانیا و نیروی انسانی یهودیان تكمیل می‌گردد. در سال‌های اولیه قرن بیستم بویژه دو دهه اول با همكاری بریتانیا و فرانسه و امضای قرارداد سایكس بیكو و تقسیم اراضی امپراطوری عثمانی بین دو قدرت اروپایی بدرستی حركت هدفمند آنها در مسیر تحولات خود قرار گرفت و در سال‌های بعدی با گسترش علاقات و به خصوص با امضای اعلامیه بالفور و اعطای تضمین برای ایجاد دولت ملی یهود در فلسطین این همراهی به اوج خود رسید و در دهه‌های بعدی این روند، شتابی غیرقابل پیش‌بینی گرفت تا اینكه در سایه نزول موقعیت بریتانیا در نظام جهانی و ظهور قدرت جدید غربی در سال‌های بعد از جنگ دوم جهانی، مسئولیت هدایت و نقش‌آفرینی این مسئله به آمریكا رسید.

    ایالات متحده از بدو شكل‌گیری رژیم صهیونیستی بدلیل حضور پررنگ یهودیان در سیستم تصمیم‌گیری این كشور و حضور در منابع مهم قدرت اقتصادی همواره از ایده‌ و سیاست‌های این رژیم پشتیبانی كرده است. همچنانكه این كشور اولین كشوری بود كه تأسیس رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخته و بویژه در سال 1942 با برگزاری كنفرانس بالتیمور در نیویورك -‌ كه این كنفرانس نقطه عطفی در سیاست آمریكا در قبال خاورمیانه و پیوند دیدگاه‌های اروپایی -‌ آمریكایی به صورت بسیاری واضح و روشن مطرح گردید -‌ بر این طرفداری جبارانه همت گذاشته است.

    از سوی دیگر حمایت واشنگتن از تل‌آویو در برابر انواع قطع‌نامه‌های محكومیت یا هشدار به رژیم صهیونیستی از دیگر صفحات همكاری این دو طرف است تا آنجا كه شورای امنیت تا كنون نزدیك به 300 قطع‌نامه در خصوص مسائل فلسطین ارائه داده و بسیاری از آنها كه مربوط به محكومیت رژیم صهیونیستی بود، كه با وتوی كاخ سفید مواجه گردیده است. از سوی دیگر حجم كمك‌های مادی و معنوی ایالات متحده در راه استقرار این رژیم جعلی نیز از اسباب مهم تداوم و قوام این رژیم در خاورمیانه بوده است. حضور واشنگتن در جنگ 1967 و تغییر كفه ترازو به نفع این رژیم، وتوی بیش از حدود 40 قطع‌نامه علیه رژیم صهیونیستی، حفظ برتری نظامی و امنیت این رژیم، ارسال سلاح پیشرفته و انواع مهمات مورد نیاز و ارائه طرح‌های بسیار برای ایجاد صلح تحمیلی (سازش) از جمله اقدامات دهه‌های اخیر واشنگتن در مسئله فلسطین می‌باشد.

    مـحمد أبو عـرة
    1
    1

    ذكر
    عدد الرسائل : 1256
    العمر : 30
    الأقامة : في المنفى...
    العمل : Technological techniques
    تاريخ التسجيل : 27/04/2007

    w رد: فلسطین از زمان توطئه صهیونیسم

    مُساهمة من طرف مـحمد أبو عـرة في الأربعاء أغسطس 08, 2007 1:13 am

    نكته جالب توجه دیگر اینكه حضور و نقش‌آفرینی ابرقدرت‌ها در طول حدود پنج دهه گذشته تاكنون به دلایل مختلف نه تنها مشكلی از مردم فلسطین كم نكرده بلكه هر روز با گذشت زمان حضور و دخالت آنها و ارائه دیدگاه‌های خاص خود برای حل مشكلات، هر روز مصائبی را ببار آورده است كه هزینه‌های آن را مردم بی‌دفاع و مظلوم فلسطین هر روز بیشتر از دیروز می‌پردازند كه بطور مشخص پس از دوران اولیه سال‌های نیمه اول قرن بیستم بیشتر تحركات و فعالیت‌ها بر محور رژیم صهیونیستی و كشورهای غربی از یكسو و مردم فلسطین و برخی دولت‌های عربی در منطقه از سوی دیگر بوده است. در این دوران با توجه به شروع منازعات و درگیر‌ی‌های فیما بین، بیشتر منازعه و درگیری نظامی و بهره‌گیری از قوه قهریه بوده است و نقش‌آفرینی كشورها و ملت‌های مختلف بدلیل روند استقلال و شكل‌گیری جوامع مختلف روند صعودی بخود داشته است. ولی هرچه از دهه پنجاه دور می‌شویم از نقش‌آفرینی جبهه عربی و فعال شدن جبهه ملی در فلسطین موضوعات فراوانی به گوش می‌رسد تا آنجا كه در اواسط دهه شصت میلادی بیشتر مبارزات بر عهده مبارزان فلسطینی بوده و آنها با گسترش جنگ‌های چریكی سعی در بین‌المللی كردن سطح مبارزات خود دارند و لذا در این دوره به بعد نقش‌آفرینی مؤسسات بین‌المللی نیز افزایش یافته و فلسطین جنبه جهانی به خود می‌گیرد و لذا از دهه هفتاد به بعد تقریباً تمامی توجهات جهانی به مسئله فلسطین معطوف گشته است. در این زمان ما وارد دوران جدیدی از تعاملات نظام بین‌الملل می‌شویم كه با صحنه قبلی تحولات تفاوت‌های اساسی دارد. در این مقطع تاریخی كشورها، سازمان‌های بین‌المللی احزاب سیاسی و حتی بازیگران عرصه‌های ملی -‌ منطقه‌ای و بین‌المللی هر كدام با ارائه نسخه‌های متفاوت در تلاشند تا بر اساس دیدگاه‌های خاص خود این مسئله را به پیش برند و لذا در سطوح مختلف شاهد تغییر روش‌ها، تاكتیك‌ها و حتی نوع مبارزات هستیم ولی همزمان با شروع دهه هشتاد و اوج‌گیری اندیشه بیداری اسلامی تحت تأثیر انقلاب اسلامی، یكباره ادبیات مبارزه سیاسی تغییر شگرف كرده و خط مشی جدیدی بر احزاب، گروه‌ها و بسیاری از اقشار مردم حاكم می‌شود و لذاست كه بازیگران عرصه فلسطین نیز همزمان به تغییر دیدگاه‌ها و تطبیق مشی خود با اوضاع و احوال روز دارند و لذا حركت بنیادین در دو سوی مبارزه و كشمكش صورت می‌گیرد كه از یكسو مبارزات مردم از رنگ و بوی تازه‌ای برخوردار می‌گردد و از سوی دیگر در جبهه مقابل نیز در واكنش به این خواست عمومی تلاش می‌شود این حركت خودجوش و متكی به اراده مردمی را از مسیر خود منحرف سازند و به گونه‌ای مردم فلسطین را به انفعال بكشانند. همانگونه كه همگان می‌دانیم با ظهور مفهوم بسیار تأثیرگذار انتفاضه در ادبیات مقاومت، در سرزمین فلسطین انقلابی بپا گردید تا آنجا كه جبهه دشمن در یك حركت هماهنگ و هدفمند در صدد ایجاد وقفه و سكون به هر قیمت ممكن در برابر این حركت تلاش كرده است. جالب‌تر از خود مفهوم انتفاضه، تأثیرات بسیار عمیق و اساسی این حركت مردمی در تحولات سرزمین‌های اشغالی است كه در سال‌های پایانی قرن بیستم و آغاز قرن 21 می‌توان گفت بیش از هر چیز دیگر این مفهوم فضای كلیه تحولات را تحت تأثیر خود قرار داده است. نكات اساسی كه حكایت از عمق تأثیرگذار انتفاضه دارد از مسائلی نشأت می‌گیرد كه شاید به جرأت بتوان گفت تاكنون در میان مردم فلسطین مطرح نشده بود و لذاست كه انتفاضه برغم سادگی خود در عمق جان مردم فلسطین جای گرفته و هنوز هم به پیش می‌رود. از مهمترین دلایل عوامل پویایی و پایایی انتفاضه می‌توان به عواملی چند اشاره كرده از جمله:

    مـحمد أبو عـرة
    1
    1

    ذكر
    عدد الرسائل : 1256
    العمر : 30
    الأقامة : في المنفى...
    العمل : Technological techniques
    تاريخ التسجيل : 27/04/2007

    w رد: فلسطین از زمان توطئه صهیونیسم

    مُساهمة من طرف مـحمد أبو عـرة في الأربعاء أغسطس 08, 2007 1:14 am

    ) پس از شكست مذاكرات و توافق‌های پنهان و آشكار برخی سران فلسطینی با طرف اسراییلی، ملت فلسطین پی برد كه تنها سلاح مؤثر در كسب هویت و اعتبار خود، تداوم مبارزه با تمام قدرت توسط فرزندان خود بدون اتكاء به قدرت‌های خارجی است.

    2) رمیدن روح اندیشه اسلامی و بیداری خواهی مسلمانان و تكیه بر فرهنگ شهادت‌طلبی كلید فتح بسیاری از سنگرهای صعب و سخت دوران مبارزات بود به گونه‌ای كه عملیات شهادت‌طلبانه در میان تمامی مردم فلسطین به عنوان یك واجب مورد توجه جدی قرار گرفت.

    3) بر خلاف سال‌ها و دوره‌های قبلی با شروع انتفاضه حركت مردم فلسطین از یك حركت تدافعی به یك فرهنگ تهاجمی تبدیل شد كه این خود در نهایت از لحاظ امتیاز و نتیجه‌گیری به نفع آنها بوده است و برای اولین بار كفه ترازو منافع و عواید حاصل از نبرد نابرابر به نفع مردم فلسطین تمام شده است.

    4) انتفاضه بر خلاف دوره‌های قبلی نبرد و كشمكش دوجانبه و چند جانبه، در این دوره رژیم صهیونیستی را به سوی یك جنگ فرسایشی كشانید كه این موضوع همان مسئله‌ای است كه رژیم صهیونیستی را در لبنان با شكست مواجه نمود و در صورت تداوم در فلسطین نیز این مهم به سرانجام خود خواهد رسید.

    5) انتفاضه بر خلاف مبارزات قبلی چه از جنبه كمی و چه كیفی تغییراتی اساسی در فرایند مبارزات فراهم ساخت. شاید بتوان گفت كانون توجه رژیم صهیونیستی در جلوگیری از انتفاضه به هر روش ممكن ترس از سازماندهی و انسجام این حركت از درون باشد چرا پس از شروع انتفاضه سطوح عملیات، كیفیت سلاح‌ها، میزان تلفات دشمنان و تسلط روحیه اسلامی در مقاومت، بسیار عیان گشته است.

    6) در گذشته مبارزات فلسطینی، جنبه‌های قومی،‌نژادی، ملی و ناسیونالیستی داشته كه با فراز و نشیب‌های بسیار در نتیجه توام گردیده است ولی با ظهور انتفاضه مثلت ایمان، جهاد و شهادت محور مبارزات مردم قرار گرفت و ملت فلسطین دریافت تنها راه بدست‌گیری مجدد عظمت خود و كسب اعتبار و حیثیت جایگاه والای گذشته در حركتی است كه هیچ بازگشتی در آن نمی‌توان یافت.

    به هر صورت ظهور انتفاضه تغییراتی در عرصه مبارزات سیاسی و اجتماعی مردم فلسطین و جهانیان بوجود آورده كه به نظر می‌رسد این فضای جدید تا سالیان سال بتواند محور حركت مردم فلسطین باشد چرا كه:

    1) انتفاضه فضای كلی حركت مردم و حیات سیاسی و اجتماعی آنها را تغییر داد

    2) انتفاضه گرایشات سیاسی مردم و احزاب و گروه‌های قبلی در فلسطین را بصورت اساسی دچار تحول كرده است

    3) انتفاضه برای نخستین‌بار تمامی افراد از جمله زن و مرد و جوان را به صحنه مبارزه داوطلبانه كشانید

    4) انتفاضه به عنوان یك مفهوم در مبارزات اسلامی وارد ادبیات مردم فلسطین و واژه‌نامه فرهنگ جهانی گردید

    5) انتفاضه به عنوان یك الگوی مبارزاتی مؤثر و موفق می‌تواند به الگویی برای جهانیان مبدل گردد.

    6) انتفاضه نشان داد در سخت‌ترین شرایط نیز راهی برای تحمل فشار و القای خواست خود علیه دشمنان وجود دارد

    7) انتفاضه عمق تأثیر خواست مردم و اراده یك ملت را برای اعاده حیثیت و اعتبار خود نشان داد

    Cool انتفاضه چنان ضربات سنگینی بر پیكره رژیم صهیونیستی وارد كرد كه آن رژیم حاضر به پرداخت هزینه‌های گزافی شده است.

    9) انتفاضه آنچنان بر غربی‌ها تأثیرگذار بوده كه هر كسی ولو نادرست در مظان كمك و مساعدت فلسطینی‌ها قرار گیرد، متهم به تروریسم می‌گردد.

    10) انتفاضه باعث تأمل و تفكر جدی بسیار از محافل آكادمیك در حوزه مطالعات خاورمیانه‌شناسی برای درك آن شده است.

    11) انتفاضه به سبب انسجام و سازماندهی در سطوح مختلف مبارزات از جمله ثبت نیروی انسانی، كادر رهبری، سلاح و مهمات و آموزش نیروهای رزمنده بسان الگوی موفق نظامی گردید.

    12) انتفاضه باعث ایجاد باور عمومی به كارآیی مبارزات حتی برای بسیاری از كشورهای منطقه كه تاكنون به آن اعتقاد نداشته، گردیده است.

    13) انتفاضه بسیاری از كشورها، ملت‌ها و سازمانهای جهانی را به صحنه مبارزات مردمی فلسطین كشانید.

    14) انتفاضه روح امید و پشتكار را به مردم خسته و رنجور فلسطین دمید و آنها را به آینده هرچند نامعلوم تا حدودی‌ امیدوار نمود.

    15) انتفاضه از اسراییل به عنوان كشوری قدرتمند و صاحب تجهیزات پیشرفته، ارتشی ناتوان و غیر كارآمد بروز داد.

    16) انتفاضه به موازات گسترش ابعاد مختلف خود به نوعی خود اتكایی و خودباوری در میان مردم فلسطین بوجود آورد.

    17) انتفاضه برای اولین‌بار در تاریخ ملت فلسطین آنچنان تأثیراتی بر مردم مهاجر اراضی اشغالی داشته كه رژیم صهیونیستی را به مهاجرت معكوس و فرار بسیاری از مهاجرین یهودی از سراسر جهان به سرزمین قبلی خود وادار نموده است.

    18) انتفاضه برغم تلخی‌های بسیار برای مردم فلسطین آثاری به مراتب سخت‌تر و ویرانگر برای رژیم صهیونیستی در ابعاد مختلف سیاسی اجتماعی و فرهنگی داشته است.

    19) انتفاضه بدرستی قلب رژیم صهیونیستی را نشانه گرفته و تداوم آن توانست بسیاری از رهبران صهیونیست را به معضلاتی مواجه سازد.

    20) انتفاضه سرفصل جدیدی در حیات سیاسی مردم فلسطین بود كه بسیاری از مناسبات قدیمی و سنتی خود را بهم زد.

    به هر صورت ظهور و بروز مفاهیمی همچون انتفاضه -‌ عملیات شهادت‌طلبانه، استشهادیون و گروه‌های جهادی از جمله مفاهیم و واقعیاتی در عرصه تحولات فلسطین بودند كه جهانیان را به واكنش وا داشته‌اند و كشورها،‌ دولت‌‌ها و سازمانهای مختلف هر یك به نوعی در مقابل این واقعیات موجود جامعه فلسطین از خود مجبور به حركت و واكنش شده‌اند تا آنجا كه بسیاری از جهانیان با درك شرایط فعلی فلسطین با خواست مردم آن همراه شدند و به عنوان نمونه فقط می‌توان به این هم‌آوایی جهانی به نظرسنجی سال گذشته در اروپا اشاره كرد كه حدود 60% مردم اروپا معتقدند رژیم صهیونیستی و آمریكا به ترتیب خطرناك‌ترین كشورها برای امنیت جهانی هستند و رهبران آنها نیز جزء خطرناك‌ترین افراد حاضر در جهان هستند كه رفاه و امنیت عمومی را به مخاطره افكنده‌اند.

    به هر صورت همانگونه كه همگان می‌دانند انتفاضه اول سبب فعل و انفعالات بسیار درونی و بیرونی در رژیم صهیونیستی گردید و شرایط بگونه‌ای پیش رفت كه آن رژیم تمام هم و غم خود را مصروف توقف این حركت نمود كه از آن جمله می‌توان به وادار شدن رژیم صهیونیستی پس از سال‌های متمادی برای امضای قرارداد صلح با ساف اشاره كرد كه خود امتیاز بزرگی برای مبارزات مردم فلسطین بود هرچند كه به دلیل عدم بهره‌گیری مناسب از این قراردادها، آنچنان نتایج مطلوبی برای فلسطینی‌ها نداشته است ولی به هر صورت حركت توفنده انتفاضه اول چندان تحول‌آفرین بود كه بسیاری از كشورها و سازمانهای بین‌المللی و احزاب و گروه‌های اسراییلی به عمق حركت مردم فلسطین پی برده و به چارچوبی متوسل گشتند و در نهایت با امضای قرارداد صلح غزه -‌ اریحا و تشكیل دولت خودگردان به اعتراف خود، كنترل مردم فلسطین را به برخی از دیگر گروه‌‌های فلسطینی سپردند و به نوعی جنگ فلسطینی با فلسطینی را به راه انداختند ولی مردم به زودی دریافتند كه گروه‌ها و احزاب سیاسی نیز در این مسیر به درك بیشتری از شرایط دست یافتند.

    به بیان دیگر می‌توان گفت كه از قرارداد صلح و گفتگوی مادرید تا اسلو و دیگر قراردادهای صلح همانند طابا، وای ریور، شرم‌الشیخ و كمپ‌دیوید دوم تمامی این بازیهای سیاسی برای یك هدف اساسی طراحی گردیده بود كه همانا توقف انتفاضه اول مردم فلسطین بوده است و لذا پس از گذشت چندین سال، این دوره به دلیل عدم اجابت خواست بر حق مردم فلسطین و پوشالی بودن وعده‌ها و عدم صداقت در تعهدات، در كنار تشدید فشارهای رژیم صهیونیستی همراه با افزایش فشار علیه مردم در ابعاد مختلف سیاسی -‌ اقتصادی، فرهنگی، معیشتی و تحت تأثیر قرارگرفتن بسیاری از مسائل اساسی همانند استاندارهای زندگی، حق حیات، آزادی‌های طبیعی و مدنی و از بین رفتن حداقل حقوق انسان در ابعاد آموزشی، بهداشتی و عدم برخورداری از حقوق اولیه حیات، تمامی عواملی بودند تا در ابتدای هزاره سوم میلادی مردم فلسطین بار دیگر بپا خیزند و حركتی طوفانی را علیه رژیم صهیونیستی به راه اندازند كه به مراتب از حركت قبلی از تمامی جهات تأثیرگذار بوده بگونه‌ای كه تمامی ابعاد رژیم صهیونیستی را به چالش كشیده است و به نوعی آن رژیم را به موضع انفعال و واكنش رسانیده است و لذا از ابتدای سال 2000 هر روز با ابعاد جدید‌تری از مبارزات مردم در صحنه فلسطین مواجه هستیم و در جبهه مقابل نیز تلاش‌های جدیدی برای كنترل و اعتراف این حركت همانند دوره قبل ملاحظه می‌شود ولی هوشمندی مردم فلسطین تاكنون برغم تمامی سختی‌ها و مشتقات طاقت‌فرسا این حركت را به جلو برده و به دلیل تداوم خواست مردم در اماكن و شهرها و مناطق مختلف این حركت همچنان به جلو می‌رود ولی آنچه پیش از هرچیز قابل تأمل است سطح مقابله و رویارویی رژیم صهیونیستی در انتفاضه دوم در برابر مقاومت مردمی است كه نسبت به انتفاضه اول از شدت و تخریب بسیار بالایی برخوردار بوده است. به جهت آشنایی با آخرین تحولات مسئله فلسطین قابل ذكر است كه آنچه سال‌های گذشته به ویژه از 2000 به بعد از طرف طرفین منازعه مطرح، پیگیری و درخواست شده است، به نوعی یك حركت تقریباً متوازن در مبارزات با كیفیات خاصی بوده است و به همین جهت ملاحظه می‌شود كه رژیم صهیونیستی در ابتدای این قرن با تغییر كابینه خود به كسی روی می‌آورد كه بدترین و سیاه‌ترین پرونده را نزد مردم مقاوم فلسطین داشته است و از سوی دیگر سلاح‌ها و تجهیزاتی به كار گرفته شده از سلاح‌های مدرن و پیشرفته به حساب آمده و روش‌های ترور، تخریب، ایجاد رعب و وحشت، حملات هوایی،‌ بمباران و بمب‌گذاری و ایجاد جنگ روانی خود هر كدام به شرح مفصلی را می‌‌طلبد.

    مـحمد أبو عـرة
    1
    1

    ذكر
    عدد الرسائل : 1256
    العمر : 30
    الأقامة : في المنفى...
    العمل : Technological techniques
    تاريخ التسجيل : 27/04/2007

    w رد: فلسطین از زمان توطئه صهیونیسم

    مُساهمة من طرف مـحمد أبو عـرة في الأربعاء أغسطس 08, 2007 1:17 am

    بسیاری از تحلیل‌گران در خصوص علت چنین سطوح بالای وحشی‌گری و درنده‌خویی رژیم صهیونیستی را نسبت به حجم عظیم جنایات و تلفات وارده بر آن رژیم در سال‌های گذشته انتفاضه می‌دانند چرا كه انتفاضه الاقصی چنان بنیادهای محوری رژیم صهیونیستی را دچار چالش و تزلزل نمود كه تاكنون این رژیم این حوادث و تهدیدات را به خود ندیده بود از جمله در ابعاد اقتصادی در زمینه‌های مختلف درآمد ملی، رشد اقتصادی، كاهش تولیدات صنعتی، ركود بی‌سابقه اقتصاد، افزایش نرخ تورم، كاهش ارزش پول، خروج سرمایه از بازارهای این رژیم، افت سهام شركت‌ها و كاهش سطوح رفاه ملی، ورشكستگی بسیاری از شركت‌های فعال، ضررهای مالی میلیاردی در حوزه‌های فنی و تكنولوژیك، افزایش سطح بیكاری، كاهش قدرت خرید مردم -‌ افزایش شكاف طبقاتی، كمبود شدید بودجه و افزایش مشكلات اجتماعی از جمله روی آوردن جوانان به اعتیاد -‌ رشد شتابان روند مهاجرت معكوسی یهودیان به سرزمین قبلی خود به گونه‌ای كه تاكنون بیش از 5/1 میلیون نفر اراضی اشغالی را ترك كرده‌اند، افت شدید صنعت تروریسم و مسائل حاشیه‌ای آن از جمله هتل‌ها، رستورانها و ... بروز بیكاری در شركت‌های هواپیمایی، ایجاد بحران امنیتی و تخلیه بسیاری از شركت‌های صهیونیست‌نشین در كرانه باختری و نوار غزه، به خطر افتادن اعتبار و وجهه بین‌المللی این رژیم بدلیل سطح و عمق جنایات اعمالی، به چالش كشانیدن ارتش و نیروهای بظاهر بسیار كارآمد این رژیم، افزایش تلفات انسانی و كاهش روحیه درگیری و ایجاد جو روانی نامناسب میان سربازان و افزایش نافرمانی نظامی و در نهایت تسری روح سیر قهقرایی در جامعه اسراییل از سوی نخبگان این رژیم یاد شده است.

    نظر به ابعاد بسیار تأثیرگذار انتفاضه الاقصی در ابتدای قرن 21 و اهتمام مردم فلسطین به تداوم آن، رژیم صهیونیستی تلاش كرد كه برای خنثی نمودن این اراده پولادین همانند گذشته به ابزار و عواملی متوسل شود كه از جمله مهمترین آنها ‌می‌توان به موارد زیر اشاره كرد.

    بخش دوم: بهانه‌ها و ترفند‌های رژیم صهیونیستی در دوران جدید

    1) طرح صلح نقشه راه پیشنهادی از سوی كمیته چهارجانبه

    2) طرح تداوم ساخت دیوار حائل با اهداف خاص سیاسی و نظامی و امنیتی

    3) ارائه طرح‌های دیگر همانند طرح ژنو برای ترزیق روح سازش و كاهش مقاومت

    4) طرح شارون مبنی بر خروج از غزه و چند شهرك كرانه باختری با اهداف خاص

    5) مانور سیاسی و امنیتی بر طرح خاورمیانه بزرگ به عنوان نقشه راهنمای تحولات آینده خاورمیانه

    گفتار اول: طرح نقشه راه

    همانگونه كه می‌دانیم این طرح صلح پیشنهاد كمیته‌ای چهارجانبه متشكل از سازمان ملل، اتحادیه اروپا، روسیه و آمریكا بوده است و علت این همراهی كشورهای مختلف به اذعان طراحان آن ملاحظه كلیه جوانب برای ارائه طرح صلح همه‌جانبه ذكر شده است. این طرح كه در سال 2002 ارائه گردید دارای یك برنامه زمان‌بندی شده سه مرحله‌ای برای حل مشكل منازعه و كشمكش بین فلسطین و اسراییل است كه طی آن در مراحل اولیه برخی اصلاحات و تغییرات در ساختارهای عملكردی دوطرف بویژه طرف فلسطین همانند ایجاد پست نخست‌وزیری،‌ انجام انتخابات عمومی و اصلاحات در دستگاه‌های امنیتی صورت می‌گیرد و در مقابل نیز رژیم صهیونیستی به رعایت حقوق بشر تن در می‌دهد. در مرحله دوم نیز با عنایت به تغییرات اعمالی موضوع امنیت و بدست آوردن شرایط ثبات و آرامش در دو طرف مورد ملاحظه جدی است كه كمیته چهارجانبه برخی تسهیلات را در راستای برقراری امنیت عهده‌دار خواهد بود. در نهایت نیز با شكل‌گیری یك كشور مستقل فلسطین در سال 2005 به نوعی خط مرزی بین دو طرف فلسطین و اسراییل با نظارت و كمك سازمان ملل ارائه و با پیشرفت امور درگیری طرفین با مساعدت كشورها و سازمان‌های بین‌المللی به سرانجام خواهد رسید و از آن پس نیز بقیه امور اختلافی با مذاكره و گفتگوی متقابل به نتیجه خواهد انجامید.

    برغم تمامی خوش‌بینی‌های حاصله، به دلیل حمایت كمیته چهارجانبه از این طرح و امیدواری جهانیان به ملاحظه جمیع جهات حملات بویژه حقوق دو طرف به خصوص فلسطین در این طرح، متأسفانه این طرح نیز از ایرادات و اشكالاتی برخوردار بوده كه طرح‌های قبلی از آن رنج می‌برده است. از جمله این نواقص می‌توان به مواردی همچون دلایل ذیل اشاره كرد:

    1) این طرح همانند تمامی طرح‌های صلح قبلی امتیازات مورد نیاز طرفین به ویژه فلسطینی‌ها را مورد ملاحظه جدی قرار نداده بود

    2) طرح نقشه راه برغم تمامی نكات مثبت به نوعی با ادبیات جانبدارانه تهیه شده بود كه بیشتر قصور و كاستی را به عهده فلسطینی‌ها می‌دانست.

    3) از آنجا كه طرح نقشه راه مسائل و مشكلات اساسی را بدون تكلیف رها كرده بود و نامی از آنها نبرده بود در همان روزهای اول اعلام با عدم استقبال بویژه از طرف اسراییلی‌ها‌ و حتی مخالفت آنها مواجه شده و به نوعی در همان اوایل ناكارآمد نشان داد.

    4) نقشه راه در تلاش بود كه با اجرای اولین شرط یعنی توقف انتفاضه به هدف اصلی كشورهای غربی نائل آید و با این شگرد و در صورت ایجاد وقفه در انتفاضه جایگاه تضعیف شده اسراییلی‌ها نیز به نوعی تقویت می‌گردید.

    5) به دلیل عدم موازنه نظامی و سیاسی و انجام برخی اقدامات مزورانه، رژیم صهیونیستی در تلاش بود تا تمامی كاستی‌ها و نواقص عدم نتیجه این طرح را به گردن مردم فلسطین بیاندازد ولی برغم تمامی كاستی‌ها مردم فلسطین بیشترین بهانه‌ها را از رژیم صهیونیستی گرفتند تا آنجا كه شارون مجبور شد كه اعتراف كند نقشه راه از ابتدای طرح ، خود راه حلی غیر معقول بود و حتی آن را طرح مرده توصیف كرد.

      الوقت/التاريخ الآن هو الثلاثاء يناير 17, 2017 3:10 am